سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
تاریخ : سه شنبه 93/4/17 | 2:37 عصر | نویسنده : هادی اخوان

 

 

مکتب دلواپسیسم

آغازوابتدای این مکتب نامعلوم است ولی رگه های آن برمی گردد به توافقات هسته ای .طرفداران آن چندان مشخص نبودند ولی بابرگزاری یک تجمع خود جوش! توانستند طرفدارانی را مجذوب نمایند ؛بنابراین ظهورمکتب دلواپسیم نیمه های ابتدایی سال 1393است که افکاروآیین آن به جرایدراه یافت.

استادان بزرگ مکتب عبارتنداز:نادرانف،حسینیانیچ وکریمی قدوسیف که به پدران دلواپس معروف گشتند .اگرچه دربینشان دربرخی اصول اختلافاتی وجودداشته است ولی حول محور هسته ای چون اتم !گردآمده بودند .اینان درآثارشان عنوان می داشتند که اعتدال پتویی است که دیگران ازآن برای براندازی بهره می جویند و زیر آن کارهای ناشایست انجام می دهند!طرفداران این مکتب چماقی به نام فتنه دردست داشته که هرجااحساس می کردند؛ چنان برفرق سرمخالف می کوبیدند که بیچاره نای حرکت نداشت.برخی از طرفداران این مکتب با رانت های کلان به سرمایه های هنگفت دست یافته وبحمدالله چندین نسل از پول وپله بی نیاز گشتند.این مکتب درابتدا طرفدارانی داشته ولی دربین راه افرادی طراز پایین فهمیدند سرشان دارد کلاه گشادی می رود وچیزی ازاین بازار نصیبی نمی برندراهشان را کج نموده و زود مکتب دیگری را با همین اصل جایی دیگر خلق کرده اند.

قواعدواصول مکتب دلواپسیسم:

1-انکارجهان:کل جهان گناهکارند وبایدازآن ها دوری نمود .همه کشورهادشمنند وبایدباآن ها قطع رابطه کرد .باید وابسته به خود بود ودراین عمرکوتاه رنگ خوشی راندید .هرچند بزرگان این مکتب خودشان در نازونعمت زندگی می کنند ودرکشورهای خارجه تحصیلات وسرمایه دارند!

2-اصل فاعل نه فعل :آنچه مهم است فاعل است. فاعل اگر ازنزدیکان باشد وطرفدار،فعل اوهرچه که باشد درست است ؛درغیراین صورت فعل او به ضرر مملکت ومردم خواهدبود.

3-اصل بی خیالی:آن چه که مهم است هسته ای است که باید دلواپس بود بقیه رابی خیال .فقروفحشا ،وضع نامطلوب اقتصادی ،رانت خواری ،تحصیل چندین هزار دکترا من درآوردی ورانتی ،اختلاس های چندین هزارمیلیاردی بی شمارو...مواردی هستند که اصلاً نباید دلواپس آن ها بود.




تاریخ : یکشنبه 93/4/15 | 11:47 عصر | نویسنده : هادی اخوان

 

 

هنگامی که پای صحبت پدروپدربزرگ هایمان می نشینیم معمولاًازسختی های روزگارشان می گویند ،ازگرانی گرفته تا گرسنگی ،ازفقرگرفته تاتبعیض وظلم ونابرابری ،ازآن روزهای سختی سخن می گویند که سواربر اسب می شدند وطی طریق می نمودند .ازشب هایی صحبت می کنند که نه برقی بود ونه امکاناتی .کلاًازسختی وگرفتاری .

حالا نوبت ماست که باید خودرا آماده کنیم وازدوران زندگیمان برای نوه ها وفرزندانمان بگوییم وسخن سرایی کنیم .ازدورانی که قیمت ها سیرصعودی دارند وتورم سیرنزولی ،ازروزهایی که پول شده همه چیز ،ارزش واعتباروشخصیت.خیال می کنیم داریم زندگی می کنیم،امروزکه تمام شد به فکرخرج فرداییم .ازروزهایی سخن بگوییم که سوارشدن برپرایدبه یک آرزومبدل گشته است وقیمت آن با اتومبیل های روزدنیابرابری می کند .ازروزهایی که پیش زن وبچه ات همیشه سرافکنده ای وشعار" ندارم  "شده سخن هرروزمان.ازتبعیض گرفته ازمسئولی که چندسال مسئولیت زندگی اش دگرگون وسرمایه اش دههابرابر شده ازدورانی که نمی توانی به چشمانت هم اطمینان کنی. از اختلاس های میلیاردی آن مسئولی که باوضومی خوابیداز....