"لقمان را گفتند: ادب از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان که هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم."
"رییس جمهور فرانسه30درصدازحقوق خودوکابینه اش را کم کرد." به نقل از مطبوعات
*ایشان اصلاً ادب ندارند ،نَوَفهمند .ازاون آدم هایی است که به قول لقمان باید ازفعلشان پرهیزنمود.خدای ناکرده مسئولین مربوطه جوگیرنشوند وبه اقدام انتحاری کسرحقوق خودودوستانشان دست نزنندکه هم خداراخوش نمی آیدوهم خلق خدا را!!!!چه می شودکرد ازآدم های تازه به دوران رسیده نبایستی زیادانتظار داشت.؟!
خداراهزاران بارشاکریم ؛که آخرعاقبت فردی ازروستایمان توانست پس از سال ها وبرای اولین بار درکشور ،به دوماراتن المپیک لندن راه یابد.نقدعلی کشاورز ده بالا که اصلاً با دومیدانی آشنایی نداشته وفقط مردم ،درکوچه وبازار ایشان را در حال دویدن مشاهده می نمودند؛ نمی دانیم که چه طوری از دوماراتن قهرمانی کشورسردرآورده ؟ودر آسیانیزتوانست به مقام قهرمانی دست یابد. چندروزپیش که ایشان راملاقات نمودیم ؛عنوان داشتند :"بنده از مسابقات دومیدانی اصلاًسررشته ندارم واصلاًنمی دانم ماراتن وپاراتن چیست ؟صفرعلی به بنده گفتندازاین جا تا فلان جا که مسافتش درحدود 24کیلومتراست یعنی ؛فاصله ی بین روستا یمان تاشهررابایدبدوی واز همه جلوبیفتی که آخر خط به توچیزهای خوب خوب می دهند .ماهم به حرف ایشان گوش کردیم ."
خودمان درشگفتیم که یک کشاورز چگونه توانسته به این مقام نائل گردد؟که پس از کنکاشی کوته به سرّ آن مکشوف گشتیم .سرّموفقیت کشاورزان عزیزدر دومیدانی ،دولت فخیمه است !که بابرنامه ریزی مناسب همه رابه دویدن واداشته است!همین نقدعلی برای پرکردن شکم، چه مسافت های طولانی را که ندویده؟!برای تهیه دانه وکودوسم و...چه سگ دوهایی که نکرده است! همین دوندگی های بی امان برای به ثمرنشستن محصول وپرکردن شکم کشاورزوخانواده ی محترم ،آخر عاقبتش هم ستاره شدن نقدعلی بوده است .تازه این آغازکاراست واگر همین مشکلاتی که برای کشاورزان اعم از شالیکار وگندم کاروالخ، درتهیه کودوسم ووسایل دیگرکه الان وجوددارد به همین منوال وجودداشته باشد(وماکه اصلاًامیدوار به حل مشکلات کشاورزان نیستیم وچشممان به این قضیه آب نمی خورد ) ستاره های جدید ازهمین قشریا قشوری دیگر،درسطح جهان خواهند درخشید!
برای واژه ی "راه" درادب فارسی ودرفرهنگ لغت معانی مختلفی درنظرگرفته اند ؛درمعانی "1-مسیر،طریق،سمت،سو..وباکمی فاصله ی معنایی به مفهوم2- جاده ،خیابان ،گذرگاه .
درلغت نامه ی فارسی برای آن شاهد مثال آورده و بیان داشته اند :کالای زیادی از راه تهران آورده شده است ؛که به معنای جاده ومسیر تهران می باشد. درزبان عربی به معنای طریق وجمع مکسرآن به معنای طُرق می باشد.به مرورزمان به واسطه ی مسائل سیاسی ومذهبی وفرهنگی ...معنایی دوم آن کمتر درنظر آورده شده ولی دربین سیاسیون آشنا به پیشینه ی ادب وفرهنگ فارسی هنوز معانی مختلف آن زنده است وبحمدالله به وفوردیده می شود.
غرض ازاین مقدمه این بوده که یکی از سیاسیون بامرام وآشنا به ادب فارسی درچندروزپیش دربرابر انتقادات همیشگی گرانی ،که وسیله ای برای تخریب دولت کریمه بوده،عنوان داشتند:"کاهش قیمت درراه است." این سخن وزین چنان مورد هجمه قرارگرفته وآن را وعده ای توخالی فرض داشته اندونوعی سیاسی کاری می پندارند .درحالی که این فرد شخیص براساس اصل لغت سخن گفته است و"راه "را به معنای "جاده" آن هم "جاده ی ابریشم" که از کشوردوست وبرادر چین می گذرد ،درنظرگرفته اند.بنابراین چنین فرمایشی رانباید حمل برکذب دانست هرچند درسخن ابهام وایهامی دیده می شود .همین سخنان بوده که حلاج سر خویش رادرراه آن فدانمود.
باوجود تصمیم دولت مکرمه درسال تولیدملی ،به واردات 24 میلیارد دلاری ،کاهش قیمت ها را ازاین جاده ی قدیمی وباستانی شاهدخواهیم بود، هرچند امکان آن دارد که به چندین سال وقرن نیزبکشد ویامسیر جاده عوض گردد وبه کشور تاجیکستان وافغانستان ختم گردد.درهرحال باید صبر داشت وبه معانی واژه ها مسلط بود و مطالعه را فراموش نکرد. بدرود
باسلام
هفته ی معلم به پایان رسید ومانند سال های گذشته آلام معلمین باسخنان گرانبها مسئولین مملکتی یکی پس ازدیگری التیام بخشیده شد وبخش های پهناوری از مشکلات معیشتی مامعلمان که ازسال های گذشته به ارث رسیده؛ رفع گردید .ازخوشحالی داریم پردرمی آوریم دیگرهیچ مشکل وملالی نیست جزدوری از شمادوست گرانقدر .
نقدعلی فرهنگی ناحیه 12
علیک السلام
خوش به حالتان که مشکلی ندارید هرساله یک هفته رابه شما اختصاص می دهند ومی نشینند تمام مشکلات شمارا حل وفصل می نمایند. کسی به فکرمانیست واسمی ازمانمی آورد.همین که هزارتومان به حقوقتان اضافه می شود در تمام مطبوعات کشوردرج می گردد .همه ازآن خبردارند بیچاره بدبخت ما که اصلاً اسمی نداریم .اصلاًنمی گویند چه قدر حقوق می گیرید ؟زنده ایدیامرده؟ بروید معلمین کشورهای دیگررانگاه کنیدکه اصلاً جایگاهی ندارند وازگرسنگی دارند؛ می میرند.ای کاش ماهم فرهنگی بودیم !
صفرعلی کارمند وزارت نفت
هنوزیادمان نرفته سخن استادفلسفه مان که باچه اطمینان خاطری خطاب به دانشجویان تازه کار می فرمودند:" تسلسل علل محال است ."یعنی؛ علت ها آخرش به جایی ختم می شوند که آن یکی آخری، علت العلل است . دراین بازارداغ اقتصادی بخور وببند پس از سال ها ی متمادی مطالعه ودودچراغ خوردن ها به مقصود اصلی شاعر عزیزمان که فرمودند:هردم ازاین باغ بری می رسد /تازه تراز تازه تری می رسد ،رسیده که مقصودشان ازاین "باغ "استعاره ازکشورمان وموضوع اختلاس بوده است؛ به گونه ای که هنوز عرق نازنین جناب مستطاب ،قاضی فلان دادگاه، در رسیدگی به اختلاس چند هزار میلیاردی پاک نگردیده، خبری دیگر به گوش می رسد که ازفلان کنج کشور، اختلاس چند میلیاردی دیگررخ داده است .( منظورمان اختلاس 240 میلیاردی است که چندروز پیش کشف گردید)این بازنیز گریزی به حرف استاد فلسفه زده وطبق تعریفشان ، عرض می کنیم ؛ که اگر تسلسل علل محال است ولی توی این مملکتمان "تسلسل اختلاس محال نیست ."با این تفاصیل، به این کشف تازه یمان می بالیم که چنین چیزی ناب ازمخیلیه ی این جانب به بیرون درزکرده ،و احدی نتوانسته به این چنین حقیقت پنهان قضایی اقتصادی وادبی دست یابد.
دراین چندسال دادگاه های اختلاس به خوبی وخوشی به اتمام رسیده وهمه چیز به خیرخوشی ختم گشته است هم فرد مختلس به نان ونوایی رسیده وهم قاضی وافراد زیرمجموعه ترفیع واضافه کاری و... دریافت نموده وخودشان راآماده نمودند برای پرونده ی دیگری که هر لحظه می تواند؛کشف گردد!آن چه باز مشهودتراست بیچاره آن بدبختی است که دستش از همه جا وکس کوتاه تراست ولابد ایشان هم مجرم اصلی شناخته شده وبه سزای عمل پلیدشان می رسند!ودرنهایت الامر می رسیم به شعرزیبای مولانا :گنه کرد دربلخ آهنگری /به شوشترزدند گردن مسگری . (این ذهنمان هم این روزها هر جایی شده است )چنان که در فرمایش دادگاه بزرگترین اختلاس ،آن بیچاره بدبخت فلک زده ی مجرم، فرموده بود: "که چرا ماراگرفتید دنبال آن ها باشید که مقصراصلی هستند." ولی خیال کرده بااین حرف ها می تواند ماراازرسالت مجازات مختلسین دراین چندسال منحرف سازد!!!!!!
"بهای تحریم ایران رامردم اروپا می پردازند." روزنامه جوان
این سیاستمداران غربی اصلاً هیچی حالیشان نیست .می روند پشت سرهم ازروی مدارک دیگران رونوشت برمی دارند ،مدرک می گیرند ؛می شوند سیاست مدار .نَوَفَهمند!!ایران راتحریم می کنند مردم بدبخت وفلک زده شان را می گذارند توی فشاراقتصادی .همین چندروزپیش که رفقیقمان رفته بود آن طرف ها وبرگشته؛ چنان ازبدبختی شان گفته بود که دل سنگ ،آب می شد. آن قدراشک از چشممان سرازیر گشت که نزدیک بود بازسیل بیاید. گزارش می داد که قیمت ها آن قدربالا رفته است که حتی روزنامه هایشان اعتراف کرده اند که :پول یارانه هم جوابگوی گرانی نیست." (مگرآن ها یارانه می گیرند که ماخبرنداریم ؟؟)
خداراشکرمادرکشورمان قیمت سال به سال بالامی رود وآن قدرنظارت است که کسی جرئت چنین اعمالی راندارد! ولی آن جا روزانه شده است.امروز ماست می خرند یک یورو فردا دو یورو وپس فردا سه یورو والخ.این قدربه مردم وعده وعیدمی دهند که مردم دیگر خسته شدند .تمام کارشان شده وعده ووعید. .بیچاره مردم اروپا توی این چندسال عمرکوتاه باید چه سختی ها راتحمل کنند. بایدبدوند تاشکمشان راسیرکنند .تاچشم برهم بزنند می بینند تمام موهای سرشان یارفته یاسفیدشده .این هم شده زندگی !؟
گاهی باخودم می اندیشم که حالا ماتوی نازونعمت زندگی می کنیم ودلمان رااین یکنواختی وشیرینی زده،وهمیشه یاور بیچاره وبدبخت هاهستیم ،این بار هم آستین هابالازده وبرای کاهش بدبختی مردم اروپاکاری بکنیم .حتماًنباید زلزله ای ،سونامی و...غیره حادث گردد ومابه فکر بدبختی دیگران باشیم .همین الان درذهنتان تصورکنید مردم اروپا چه ها می کشند .آخر طاقت یک انسان مگرچقدراست ؟ کوه دربرابر آن کمرخم می کند.بیچاره ها ازنداری ونخوری همهشان شدند پوست واستخوان ورفتند مانکن شدند!!!
“بانک مرکزی نرخ تورم را در چند ماه آخرسال 90،بیست ویک درصدونیم اعلام نمود." به نقل ازمطبوعات
ما که سرمان چنددور شمسی وقمری چرخیده وپناه آوردیم به حضرت مولانا تاایشان نظرشان درموردآمار وارقام چه می باشد؛که ناخودآگاه وارد عالم تخیّل ما شده وفی البداهه این شعرمثنوی را درذهنمان تداعی نمودند ودرحالی اشک می ریختند به این اندازه ،تشریف بردند .مااین دوبیت شعر را درزیرمی آوریم وقضاوتش را می سپاریم به خوانندگان عزیز !!!
"آن یکی پرسید اشتر را که هی از کجا میآیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو گفت خود پیداست در زانوی تو"
"این که مسئولان محترم دولت پیوسته باآب وتاب فراوان ازمردم تشکرمی کنند ،برای آنان نان وآب نمی شود !تشکردولت ازملت وقتی واقعی است وفایده دارد که برای رفع مشکلات معیشتی آنان فکری کنند ووسایل رفاه وآسایش آنان رافراهم سازند. روزنامه ی اطلاعات
پاسخ سخنگوی دولت:
نان اگرنمی شود آب که می شود ؛همانطوری که درجمله ی نخست مرقوم فرمودید .به روی چشم همین الان دستورمی دهیم این مبلغ 28هزارتومان توی حسابتان، قابل برداشت باشد .فرمایشی ندارید .واقعاًچه مردمان خوبی داریم سرشان راببرند جیکشان درنمی آید.آفرین بارک الله ،احسنت ،مرحبا ، حبّذا،تبارک الله،...برشمامردم فهیم ،دانا ،عاقل،چیزفهم ،دلسوز،متمدن،بافرهنگ ،دارای اصل ونسب.....بس است جانم یا بازبگویم !!!!!!!!!!!
درپی آرام گرفتن فضای کشوراز بحث وجدل های جریان انحرافی ومباحث مربوط به آقای رحیم مشائی ،ابن سینا ،دانشمند وفیلسوف بزرگ ایران، باارسال نامه ای به وزارت فرهنگ وارشاداسلامی عنوان داشتند:
ازآن جایی که این جانب ازبنیانگذاران فلسفه ی مشائی ارسطویی بوده ولی درعین حال ،هیچ گونه ارتباط عملی ونظری باآقای رحیم مشائی نداشته است واصلاًباایشان مصافحه ومراوده ای نداشته ام.حتی یک بارهم باایشان ننشسته وبه هیچ وجه من الوجود ایشان راملاقات ننموده ام. ولی من حیث المجموع بارهاازدهان افراد ذیصلاح وغیره بدون تببین امور وبدون این که به معرفت ویقین برسند به تشکیک امورپرداخته ،فحش های آبدار، تسلسل وار نثار وجودناموسی ام نمودند وخواستار عدم الوجوداقوامم شدند؛ که این به دوراز فلسفه ی اخلاق مدرن است وباموضوع فرنسیس وحکمت اخلاقی ارسطودر نقیصین می باشد. آنان با قراردادن فرضیه هایی که ازاساس محل اشکال است، چنین استنباط نمودند که: "انگورحلال است ." "شراب ازانگوراست ." پس "شراب حلال است ."وبااین فرضیه ی ضدین اثبات نمودند :"ابن سیناازمشاء است." "رحیم مشائی هم مشائی است ."بنابراین " ابن سینا بامشائی مرتبط است."چندین سال اصالت وجودم راحفظ نموده ودندان برجگرگذاشته، تااین که نفس وکل قوای ذهنی وحسی صبرشان لبریزگشت.
لذا به صفات دائم الوجود درعالم ذرسوگند، که تنها متغیّرومشابهت اسمی موجب چنین شبهه ای گشته است .رحیم مشائی کجا وفلسفه ی مشاء وابن سینا کجا؟ برای روشن شدن موضوع ازقبل، درضمیمه ی کتاب شفا، به اثبات وجودنفس خویش دربرابر وجودغیر،پرداخته وبه شکل مبسوط آن راتوضیح وتبیین نموده ام وبه رد نظریه ی حلول اشاراتی داشته ام که متأسفانه توجهی به آن نشده است.
اگر فکر می کردیم که آخرعاقبت مشائیون ،چنین خواهدبود ازهمان مبدأ نامگذاری رادگرگون وفنا می ساختیم ونام فلسفه ی خودمان رامی گذاشتیم ؛رحیمیون!
ایشان ازمشابهت اسمی سودجسته ومارانگون سارنموده به طوری که این روزها شکاکیت به مشاء ورغبت به فلسفه ی اشراق افزون گشته است .بالکل نظریه ی عقل کل وعقل جزء ،به بوته ی فراموشی سپرده شده وعشق ودل بحث اصلی گشته است.واین همه، ضرروزیان برمی گردد به آقای رحیم مشائی. لذا با حفظ دعوی ،حقوق ازدست رفته را ازمراجع ذیصلاح خواستارم .
ابن سینا
طوفان تورم درراه است رییس مجلس
طبق آخرین تصاویرازفضای کشور ، توده ی هوای سردی که درماه های قبل ازانتخابات واردکشورشده بود وپیش بینی می شد تخریب بسیار ی داشته باشد باتدابیروالای کارشناسان وستادهای غیرمترقبه وبا اعلام به موقع ،خطرچنین جریان سرد ومخرب برطرف شده وباکمترین خسارت فضای کشوررا ترک نموده است .بسیاری ازکارشناسان معتقدندچنین جریانی که دراصطلاح هواشناسی به جریان انحرافی موسوم گشته ودرعلم سیاست نیزرخنه نموده است، به خاطر قطع مستمر درختان جنگلی واین روزها به سبب بیابان های جنوب کشورعراق شکل می گیرد ؛می تواند دوباره کشوررا تحت تأثیرخویش قراردهد.درهرصورت بسیاری به خصوص هواشناسان منتسب به دولت چنین جریانی راساخته ی ذهن مخربین فرض می کنند ومعتقدند چنین جریانی اصلاً وجودنداشته است .ای الحال این روزها هوای کشور صاف صاف است وهیچ گونه جریانی ازکم فشاروپرفشار وجریان انحرافی وسبز وقرمزو ...دیده نمی شودتا ببینیم آسمان کشورآبستن چه جریانی خواهدشد!
دراین میان رییس مجلس شورای اسلامی که علاوه برسیاست، درزمینه ی هواشناسی نیزمهارت داشته ؛پیش بینی نموده است ،بااجرای مرحله ی دوم قانون هدفمندی یارانه ها طوفان تورم درراه خواهدبود.
این طوفان بسیار مخرب بوده و تمام فضای کشوررادرخواهدنوردید .پیش گویی می شود در بهار امسال هوای سرد وطوفانی رادرپیش داشته باشیم که موجب نزول بلایای آسمانی نیز گردیده، لذا موجب مسرت وشادی افرادسودجو گردیده که قراراست ،امروز نماز شکرانه بجاآورند!!