سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
تاریخ : شنبه 89/10/11 | 11:43 عصر | نویسنده : هادی اخوان

تاازدور اورادیدم ،با این فکر شگفت انگیزم که همه را تجزیه وتحلیل می کند، فهمیدم که باز توی اون کله ی مبارکش که دارد همین طور جوش می خوردیک چیزی نهفته است که ما تصورش را نمی کنیم .همین که نزدیک شدآقای عقل کل محلمان فرمودند.، نمی خواهد این قدر خودت را عذاب بدهی بگوببینیم چی می خواهی ؟گفتیم شما که عقل کل ایدودرهمه چیزاظهار نظرمی کنید؛ بفرمایید بگویید برای دعوای دولت محترمه با متروی تهران چه راه حلی رامتصوّر می شوید؟ تاآن را نسخه ی علاج درد قراردهیم تا من بعد چنین مشکلاتی به وجودنیاید.دیدیم واقعاًباورش شده که عقل کل تشریف دارند .یک کمی من ومن کردند وچند سرفه ی ناقابل نثارمان فرمودند وگفتند:"مترو رابه کلی منحل اعلام کنند.

گفتیم پس این همه مردم ومشکلات ترافیکی چی می شود ؟ گفتند مگر همین کشوربرادر افغانستان چنین مشکلی برای دولتشان اتفاق افتاده؟اصلاً اون هامترویی ندارندورنگ مترو را ندیدند که چنین مشکلی داشته باشند.گفتم پس متروی با این همه عریض وطویل راچه کارش کنند .گفتند مگر نمی گویند برای پانصد میلیون جمعیّت مواد غذایی ذخیره کرده اند این هم روش؛ بدهند به وزارت بازرگانی برای انبار مواد غذایی .گفتم پس کارکنان مترو چه طوری شکم خودشان و زن وبچه ی هاشان راسیرکنند.گفتند مگرآموزش وپرورش نیروهای نمی دانم شرکتی وپیمانی وقراردادی استخدام نمی کند،  بروند بچّه های مردم را تربیت کنند.گفتم مگر کار توی آموزش وپرورش تخصّص نمی خواهد که وارد آن شوند ؟گفت ای برادر تخصّص کیلویی چند.وحکایت شیرینی از تخصّص برایمان تعریف کردندکه کلّه ی مبارکمان سوت کشید وکلاً کاردررده های بالای مملکتی را به فراموشی سپردیم فرمودند، فرزند یکی از اقوام بعدازتلاش بسیاروسالیان درازتوانستند به     مدر ک دیپلم نائل شوند به معیّت  ابوی محترمشان  خدمت یکی از وزرای دوست برای کاریابی تشریف بردند، وخطاب کردند ؛برای کاریابی  فرزندشان به ایشان امید بسته اند . جناب وزیر که ازوزرای کوشای دولت محترمه ی چندین سال پیش بودندودر دولت های مختلف کارنمودند؛ فرمودند:صبّی عزیزتان آیا حاضراست وزارت فلان ارگان رابرعهده گیرد ؟پدرش عرض کرد؛ کار کوچک تر باشد بهتر، پسرم تازه کار اند. وزیر فرموند معاون اینجانب چه طور؟پدرش گفتند پایین تر .گفتند مشاور این جانب یا فلان وزیرچی ؟گفتند هنوز پایین تر. فرمودند استان دار چی؟گفت کمی پایین تر ؛بیچاره تازه کاراست.فرمودند معاون فلان استاندار یا فرماندار فلان شهر چی؟گفت کمی پایین تر .فرمودند شهردار فلان کلان شهر یا هرشهری دیگر چی ؟گفت کمی پایین تر .فرموند: دیگر شرمنده ایم بقیه ی کارها احتیاج به تخصّص دارد که از عهده ی بنده خارج است .

دیدم واقعاً ایشون راستی راستی عقل کل اند وما خبرنداشتیم. وچه قدر خوب مشکل اساسی دولت فخیمه را با متروی تهران حل نمودندوحیفم آمداز این همه متخصّص بلا تکلیف.